أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
267
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
شما از نيكوئى خداى داننده است آن را ميداند و ضايع نگرداند جزاى آن بدهد ، سؤال اگرچه از نفقه است امّا چون مراد مصرف آن بود جواب از مصرف آن داد . عبد الله مسعود از پيغمبر روايت كرد كه او گفت : اليد العليا خير من اليد السفلى و ابدأ به من تعول ، امّك و أباك و أختك و أخاك و أدناك فأدناك ، گفت : دست زبرين به از دست زيرين است ، ابتدا به آن كس كن كه عيال تو باشد مادرت و پدرت و خواهرت و برادرت ، پس از آن بآنكس كه نزديكتر باشد به تو بخويشى ، و گفت كه : صدقهء تو بر درويش يك صدقه باشد و بر خويشاوند دو صدقه باشد براى آنكه هم صدقه است و هم صلهء رحم ، و حق تعالى در آيت به كسى كه نزديكتر است ابتدا كرد از مادر و پدر و آنگه بخويشاوندان نزديك ، و از اينجاست كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله گفت : لا صدقة و ذو رحم محتاج . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 216 ] كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ( 216 ) حق جلّ و علا در آن آيت بيان كرد كه : ببهشت نميتوان رسيد الّا به سختى و دشوارى و تحمّل بار تكليف و بذل مال درين آيت بيان كرد كه بذل جان چيست ، مى - گويد كه : نوشته شد و واجب كرده شد بر شما جهاد كردن و كارزار كردن با دشمنان خداى و رسول ، و شما را قتال كردن مكروه و دشوار است و طبع شما از آن متنفّر است و هر چه تكليف به دو تعلّق دارد به هيچ حال موافق و مشتهاى طبع نبود از آنكه مصالح شرع موقوف ارادت و كراهت مكلّفان نيست ، بيان اين معنى مىكند و ميگويد كه : شايد و بسيار بود كه شما چيزى را كاره داريد و مريد آن نباشيد و آن شما را بهتر بود و نيكوى شما در آن بود و شايد كه دوست داريد چيزى را و خواهان آن باشيد و آن شما را بدتر بود و بد شما در آن بود و خداى تعالى ميداند كه صلاح شما و خير شما در چه چيز است و شما نميدانيد بدانچه صلاح شما و بهبود شما در آنست شما را در آن ميفرمايد امر او را سامع و مطيع باشيد و جهاد كنيد كه درو يكى از دو نيكوئيست يا ظفر و غنيمت و يا شهادت